کد خبر: 1391تاریخ انتشار : 11:44:00 - سه‌شنبه 7 ژانویه 2020

پوچ

سراغ مرگ گرفتم که زندگی هوسم نیست
در این فضای غم افزا مجال یک نفسم نیست

به رشته های اسارت ببند بال و پرم را
که شوق بال گشودن ز گوشه ی قفسم نیست

بکن هر آنچه که خواهی …توان شکوه ندارم
شرابخواره ی دردم که یک دو جام بسم نیست

من آنچه دیده ام این جا مصی…

پوچ

سراغ مرگ گرفتم که زندگي هوسم نيست

در اين فضاي غم افزا مجال يک نفسم نيست


به رشته هاي اسارت ببند بال و پرم را

که شوق بال گشودن ز گوشه ي قفسم نيست


بکن هر آنچه که خواهي ...توان شکوه ندارم

شرابخواره ي دردم که يک دو جام بسم نيست


من آنچه ديده ام اين جا مصيبت و غم و درد است

اميد ناز و نوازش ز لطف هيچ کسم نيست


بسوز جان و تنم را به شعله هاي تباهي

کنون که فايده کس را ز مشت خار و خسم نيست


بــه کيميـــاي محبــت نيــازمنـد نبــاشــم

اميد زر شدني چون که در وجود مسم نيست.

نظرات بسته شده است.