کد خبر: 205تاریخ انتشار : 13:25:24 - شنبه 2 سپتامبر 2017

اقتصاد مطبوعات ايران ورشکسته شده است

​رویگردانی مردم از رسانه‌ها؛ از صداوسیما تا مطبوعات

مدیر مسوول روزنامه «بهار» درباره گفت‌وگو با چهره‌هایی مشخص و تکراری در روزنامه‌ها و سیاست‌زدگی مطبوعات، اظهار کرد: وقتی تریبون را در اختیار چند چهره مشخص و تکراری قرار دهیم،‌ در واقع همان حکایت صداوسیما را تکرار کرده‌ایم. رویگردانی مردم از صداوسیما متأسفانه به مطبوعات هم سرایت کرده است. منصور قنواتی در گفت‌وگو با ایسنا […]

​رویگردانی مردم از رسانه‌ها؛ از صداوسیما تا مطبوعات

مدیر مسوول روزنامه «بهار» درباره گفت‌وگو با چهره‌هایی مشخص و تکراری در روزنامه‌ها و سیاست‌زدگی مطبوعات، اظهار کرد: وقتی تریبون را در اختیار چند چهره مشخص و تکراری قرار دهیم،‌ در واقع همان حکایت صداوسیما را تکرار کرده‌ایم. رویگردانی مردم از صداوسیما متأسفانه به مطبوعات هم سرایت کرده است.

منصور قنواتی در گفت‌وگو با ایسنا درباره تکراری بودن چهره‌هایی که مطبوعات برای گفت‌وگو سراغ آنها می‌روند، اظهار کرد: تکراری بودن چهره‌هایی که رسانه‌های مکتوب با آنها گفت‌وگو می‌کنند، انتقادی کاملاً درست است. در همین راستا ما نیز تلاش کردیم تا در دوره جدید روزنامه «بهار» به این موضوع توجه و آن را عملیاتی کنیم. اگر از آذر ماه سال ۹۵ عملکرد روزنامه «بهار» را بررسی کنید، با وجود دسترسی به چهره‌های صاحب نام، بسیاری از سرمقاله‌ها، یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها توسط چهره‌های جوان و با استعداد نوشته و انجام شده است.

او که معتقد است «باید تریبون در اختیار چهره‌های جوان قرار بگیرد»، در این زمینه یادآور شد: نتیجه پرداختن به تکرار مکررات همان چیزی می‌شود که امروز مطبوعات ما با آن مواجه هستند. وقتی تریبون را در اختیار چند چهره مشخص و تکراری قرار دهیم،‌ در واقع همان حکایت صداوسیما را تکرار کرده‌ایم. رویگردانی مردم از صداوسیما متأسفانه به مطبوعات هم سرایت کرده است. طبیعی است که یک چهره مشخص مرتب در رسانه‌های مختلف صحبت کند و بنویسد، دیگر بعد از چندبار حرف خاصی برای گفتن نخواهد داشت. متأسفانه سال‌هاست در صداوسیما، ۱۰ چهره مشخص درباره موضوعات مختلف اظهارنظر می‌کنند؛ حالا این رویکرد در رسانه‌های مکتوب ما نیز همه‌گیر شده است و نتیجه آن هم چیزی به جز رویگردانی مردم نخواهد بود. به همین خاطر است که باید به جوان‌ها بیشتر بها بدهیم.

مدیر مسؤول روزنامه «بهار» همچنین درباره توضیحات برخی از مدیران مسوول روزنامه‌ها مبنی بر اینکه «شناساندن چهره‌های جدید که حرف برای گفتن دارند، نیازمند تلاش زیادی است» و اینکه «چهره‌های شناس باعث افزایش اثرگذاری روزنامه‌ها می‌شوند»، گفت: کاملاً با این موضوعات مخالف هستم؛ اگر قرار بود این تئوری جواب بدهد، وضعیت مطبوعات ما اینگونه نبود. امروز رسانه‌های مکتوب در شرایط بحرانی قرار دارند و عملاً اقتصاد مطبوعات ورشکسته شده است؛ البته به جز تعداد اندک و انگشت‌شماری از روزنامه‌های وابسته به دولت و حکومت که به صورت غیرمتعارف از نظر اقتصادی منتشر می‌شوند.

قنواتی اضافه کرد: همواره در محافل رسانه‌ای گفته‌ام که رقابت میان روزنامه‌های دولتی و خصوصی همانند رقابت میان تیم ملی فوتبال ایران با تیم‌ فوتبال یک محله است. نتیجه این بازی کاملاً از پیش مشخص است. یکی از دلایلی که باعث ایجاد بحران‌های عجیب و غریب در فضای مطبوعات شده، همین رقابت نابرابر است. در سال‌های اخیر بسیار دیده‌ایم که در یک روز با یک فرد مشخص در ۵ یا ۶ روزنامه گفت‌وگو شده است. به تازگی هم که به سبب گسترش شبکه‌های مجازی، برخی از روزنامه‌ها مطالب منتشر شده در کانال خبری فلان چهره مشخص را به عنوان سرمقاله و یادداشت منتشر و در واقع بدون هیچ زحمت دیگری تنها آن مطالب را کپی می‌کنند. حتی گاهی برخی از روزنامه‌ها منبع این مطالب را هم ذکر نمی‌کنند!

او بار دیگر بر نابرابر بودن رقابت میان روزنامه‌های دولتی و خصوصی تاکید کرد و گفت: به ندرت می‌توانیم در دنیا این چنین وضعیتی که در کشور ما وجود دارد را پیدا کنیم؛ اینکه برخی از وزارتخانه‌ها و نهادهای دولتی یا وابسته به نظام این حجم گسترده سرمایه‌گذاری روی برخی رسانه‌ها را داشته باشند؛ البته نتیجه این کار هم از نظر بنده که ۲۵ سال در این عرصه حضور دارم و از معدود مدیران رسانه‌ای هستم که با قلم خودم به این جایگاه رسیدم، فقط و فقط رویگردانی مردم است. این موضوع را هم بارها با برخی از مسوولان وزارت ارشاد مطرح کرده‌ام که این کاسه چه کنم چه‌ کنم که دستتان گرفته‌اید و می‌گویید چرا تیراژ مطبوعات ما پایین است، در واقع ریشه در عملکرد مسوولین رده بالای مملکتی دارد.

مدیرمسوول روزنامه «بهار» به طرح رتبه‌بندی روزنامه‌ها اشاره و اظهار کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد کار خوبی را آغاز کرده و مطبوعات را رتبه‌بندی می‌کند، ولی این طرح یک ایراد مهم دارد؛ که همه روزنامه‌ها و نشریات را در یک دسته قرار داده است. یکی از موضوعاتی که در بحث رتبه‌بندی معدل روزنامه‌ها را به یک باره بالا می‌برد، بحث تیراژ است. چطور می‌شود یک روزنامه بخش خصوصی که در ۱۲ صفحه و با حجم یک دهم نیرو منتشر می‌شود با روزنامه‌ای که پشتوانه دولت یا نهادهای وابسته به حکومت را دارد در ۴۰ صفحه و با بودجه مشخص میلیاردی در سال منتشر می‌شود، رقابت کند؟؛ در این حالت آن روزنامه بخش خصوصی به صورت خیلی طبیعی از این گردونه حذف خواهد شد و در این طرح رتبه‌بندی نیز در آخر فهرست قرار خواهد گرفت. من نمی‌گویم شرایط رقابتی باید صددرصد برابر باشد، ولی دیگر آنقدر هم ناعادلانه نباشد که برنده‌ از پیش مشخص و اختلاف میان صدر و انتهای جدول زیاد باشد. البته اخیراً وزارت ارشاد یارانه روزنامه‌های دولتی را قطع کرده است که این گام خوب و رو به جلویی محسوب می‌شود، ولی امیدواریم در آینده اقدامات بهتری نیز صورت بگیرد. قنواتی در پایان خاطرنشان کرد: وقتی ارگان‌هایی مثل شهرداری‌ها که بدون توجه به رضایت مردم روزنامه‌ منتشر می‌کنند، آیا به این موضع توجه می‌شود که من شهروند از این موضوع راضی هستم؟. روزنامه‌هایی که در واقع بولتن خبری هستند و برای درآمدزایی منتشر می‌شوند.