کد خبر: 1989تاریخ انتشار : 11:51:00 - یکشنبه 19 ژانویه 2020

خشم دریا

رقص امواج در بزم ساحل
یاد عشق تو را زنده می کرد
مرغ توفان به حال دل من
بر سر موجها خنده می کرد
*
باد بود و من و خشم دریا
مرغ توفان و موج خروشان
خاطرم بود آشفته …غمگین
چشمه ی چشم من نیزجوشان
*
نقش پای تو بر ماسه ها بود
مونس حال آشفته ی من
سینه را مشت …

خشم دریا

رقص امواج در بزم ساحل

ياد عشق تو را زنده مي کرد

مرغ توفان به حال دل من

بر سر موجها خنده مي کرد

*

باد بود و من و خشم دريا

مرغ توفان و موج خروشان

خاطرم بود آشفته ...غمگين

چشمه ي چشم من نيزجوشان

*

نقش پاي تو بر ماسه ها بود

مونس حال آشفته ي من

سينه را مشت مي زد پياپي

آرزوهاي ناگفته ي من

*

ناگهان موج گسترده دامن

در تلاطم به ساحل در افتاد

نقش پاي تو را کرد پنهان

فکر ديگر مرا در سر افتاد

*

تا مگر طعمه ي آب گردم

خويش را تا به گرداب بردم

موجي آمد گرانپاي وجوشان

باز هم دست ساحل سپردم

*

مرگ هم در گريز است از من

موج با من سر جنگ دارد

خود چه کردم که آغوش دريا

از پذيرفتنم ننگ دارد؟

نظرات بسته شده است.