کد خبر: 3060تاریخ انتشار : 15:09:00 - شنبه 1 فوریه 2020

مانده در راه

پشت پنجره ایستــاده ام
میرود کودک خندان در راه
پیرزن با سبـــدی در دستش
مانده اندر این راه…

همچنان در خلوت افکار مغمومم
کودکـــے آرام و بی غصه
شاد و خندان در بهـــار ، اما بهـــاری 
که زمستان پیش رو دارد…
هوا سرد است،آری ایـــن زمســـتان است

مانده در راه

پشت پنجره ايستــاده ام

ميرود کودک خندان در راه

پيرزن با سبـــدي در دستش

مانده اندر اين راه...


همچنان در خلوت افکار مغمومم

کودکـــے آرام و بي غصه

شاد و خندان در بهـــار ، اما بهـــاري 

که زمستان پيش رو دارد...

هوا سرد است،آري ايـــن زمســـتان است

غمـــان درها به رويش باز کرده

مي کشد در مسلخ دوران

نعره زن توفـــان، خشمگيــــن دريـا، راه لغــزان

پنجــــه در چنگال غصه، درد، دلتنگــــے

حســـــــــرت ايــام خوشحالــي

من! پريشاني غريب و خسته، ره گم کرده، ســـرگـــردان

مــانده اندر اين زمســـتان 

مانــده در راه 

همچنانکه پشت پنجـــره ايســتاده ام

رفتـــه آن کــودک خندان از راه

پيرزن با سبـــدي در دستــش

مــانده انــدر ايـن راه...





                                             #ف_رستگار

نظرات بسته شده است.