کد خبر: 6147تاریخ انتشار : 12:14:00 - یکشنبه 5 آوریل 2020

نوروزهامان یاد

یاد ایّامی که از ما دوستان را یاد بودروحمان از قید و بند زندگی آزاد بودچشمها پر نور و غمها دور و جانهادر سرورسینه ها پرمهر و سرها سبز و دلها شاد بوددر کنار جویباری ، سایه سار گلبنیباده پیما حرفهامان هر چه باداباد بوددر دل ویرانه گر بیتوته می کردیم ، با…

نوروزهامان یاد


ياد ايّامي که از ما دوستان را ياد بود
روحمان از قيد و بند زندگي آزاد بود

چشمها پر نور و غمها دور و جانهادر سرور
سينه ها پرمهر و سرها سبز و دلها شاد بود

در کنار جويباري ، سايه سار گلبني
باده پيما حرفهامان هر چه باداباد بود

در دل ويرانه گر بيتوته مي کرديم ، باز
شادمان بوديم چون ميخانه مان آباد بود

در کنار باده ي شورآفرين تلخ وش
لحظه ها شيرينمان از قصه ي فرهاد بود

پير دائم مست دل بيدارمان يادش بخير
در طواف خمّ مي هم از پي ارشاد بود

دست در دامان رند باده نوشي مي زديم
گر جهاني جمله با ما بر سر بيداد بود

بيدلاگو ناصح بيدل که بادش تلخ کام
پندمان مي داد اما پيش ما چون باد بود

دور گردون جمع ما را چون بنات النّعش کرد
ناخوشي تا بود از اين خصم بي بنياد بود

دختر رز را که شو ناديده زندان کرده اند
چيست جرمش؟گفت زاهد باده اش نوزاد بود

دم به دم نوروزهامان ياد کز ميخانه ها
هر که مي آمد به آهنگ مبارکباد بود.

نظرات بسته شده است.