کد خبر: 9050تاریخ انتشار : 12:36:00 - شنبه 6 ژوئن 2020

شهر، بازی

 
آسمان شهر مات است و بی ستاره ! ساختمان های بلند، آلودگی نوری شهر.
اما نه! علت ندیدن فقط این نیست؛ شبی به یکباره نگاهم به آسمان گره خورد؛ نمی توانستم چشم بردارم، باورم نمی شد! انگار بار اول بود که می دیدم. خیره شدم به نقش و نگارش، به نور زیبای س…

شهر، بازی

ماه

 

آسمان شهر مات است و بي ستاره ! ساختمان هاي بلند، آلودگي نوري شهر.

اما نه! علت نديدن فقط اين نيست؛ شبي به يکباره نگاهم به آسمان گره خورد؛ نمي توانستم چشم بردارم، باورم نمي شد! انگار بار اول بود که مي ديدم. خيره شدم به نقش و نگارش، به نور زيباي سپيدش که بازتاب نور زرد خورشيد بر خاک سپيدش بود، و حالا شده بود آرامش بخش شب قلب من. گفتم: اي ماه تو از کي آن بالا منتظر من بودي؟ سال ها مي آيي و هلال بر مي داري و کامل مي شوي و دوباره ...! منظم ! سال هاي سال! دل انگيز!

پس چرا مردم شهر تو را نمي بينند؟!

تو زيباتر و حيرت انگيزتري يا دکور فلان رستوران و ساختمان و ... که مدام مشتاق ديدن شهر هستند و مشتاق تو نه!

دست مريزاد به ضرب شست استادي که تو را ساخت اي ماه، اي ماه، اي ماه، اي ماه، ... آن شب ذکر نگاهم اين بود.

و استغفار کردم از غفلت حاصل از شلوغي شهر، شهر و فريب، شهر و بازي، استغفار کردم از شهر بازي!

(شهر را به سکون ر بخوانيد، استغفار کردم از شهر بازي)

 

 محمد وحيدي نژاد

 

نظرات بسته شده است.