کد خبر: 9114تاریخ انتشار : 11:41:00 - یکشنبه 7 ژوئن 2020

چراغ افروز (بمناسبت سالروز شهادت سید مرتضی آوینی)

در عبــور از روزهـــــــای پــــر غبـــــار
بیقــــــــرارم ، بیقــــــرارم ، بیقــــــرار
می سپارم راه و می گویم به خویش
بـــی چــــراغ راه ظلمات است پیش
سنگلاخی بس که گردیده ست راه
بیــــم آن دارم که در غلتـــم به چاه
کـــو چــــراغ افـــــروز دستی…

چراغ افروز (بمناسبت سالروز شهادت سید مرتضی آوینی)

در عبــور از روزهـــــــاي پــــر غبـــــار

بيقــــــــرارم ، بيقــــــرارم ، بيقــــــرار

مي سپارم راه و مي گويم به خويش

بـــي چــــراغ راه ظلمات است پيش

سنگلاخي بس که گرديده ست راه

بيــــم آن دارم که در غلتـــم به چاه

کـــو چــــراغ افـــــروز دستي ياوري

رهنماي صــــادقـــــي روشنگــــري

ماندهاز ره خسته ازخودخواهي ام

مـــرشــــدي کو تا دهد آگاهي ام

مــــرشـــدي کز عشق آگاهم کند

معرفتمند و خـــــدا خــواهـــم کند

نــــان و نــــامم بر تعهد چيره شد

واي مــــن آيينه ي دل تيــــره شد

کرد شهـــرت سلـــب مسووليتم

محــــو شـــد يکبــــــاره مقبوليتم

غوطه خوردم در يـــم بي دردها

با هنـــــر کـــردم نبايد کـــردها

مــــدح گفتم تا زر انـــدوزي کنم

يا که تأمين از هنــــر روزي کنم

راه باطل کرده ام طي سال ها

لحظه ها بوديدکاش اي سال ها

شعرم از روح تعهد خالي است

خصم رااين مايه ي خوشحالي است

کو؟ کجا شدسالهاي خوب جنگ

سالهاي شعــــر رگبار و فشنگ

سالهاي جبهه رفتن هاي شعر

فصل منها گشتن من هاي شعر

سال هاي بـــــا روايت هاي فتح

در کنـــــار «مرتضي» مولاي فتح

سالهاي کربلايي چون شدند؟

شعر گويان خدايي چون شدند؟

سالهاي شعر حزب الله خواه

شب نشيني با بسيج و با سپاه

سال هاي نوحه ي «آهنگران»

در شلمچه اعتکاف شاعران

کاش مي شد در تمام لحظه ها

بود صادق مثل «سيد مرتضي»

صاحب روح خـــدابينــي شدن

وه چه دشوارست«آويني»شدن

اي تمام عشق را مفهوم تو

همچو مولايت علي مظلوم تو

بي هنرها راه ما سد کرده اند

بد نه با ما با شما بد کرده اند

پاس ارزش هاي ناب انقلاب

در هنر در شعر در هر بازتاب

«مرتضي» مي خواهدوياران او

در طريق فتـــــح عمّـــــاران او

«مرتضي» اي سيد اهل قلم

مي شود آيا که برداري علم؟

باز گردي و علمـــــــداري کني

عاشقان خويش را ياري کني

بهـــــر تبيين کلام رهبـــــري

کو هنـــــر را داده روح برتري

ما تو را خواهيم يا همچون تويي

يافت اينجا مي شود کم چون تويي

ما تو را خواهيم اي روح هنر

بحر توفاني است اي نوح هنر

کاش مي شد در تمام لحظه ها

بود صادق مثل «سيد مرتضي»

صاحب روح خدابيني شدن

وه چه دشوار است«آويني» شدن.

نظرات بسته شده است.