کد خبر: 12259تاریخ انتشار : 12:35:00 - دوشنبه 24 آگوست 2020

شب فرجام

نــامـــه از یــارم نیامد در شب فرجام مناز تنم جان رفت واز کف طاقت و آرام منجرعه جرعه نور نوشیدم شبانگه تا سحراز چراغ می چو روشن کرد ساقی جام منتا زیار آید جواب نامه چشمم شد سفیدپشت گوش انداخت گویا پاسخ پیغام منبا هجوم شاهباز غم شود بی بال و پرمرغ شادی…

شب فرجام


نــامـــه از يــارم نيامد در شب فرجام من

از تنم جان رفت واز کف طاقت و آرام من

جرعه جرعه نور نوشيدم شبانگه تا سحر

از چراغ مي چو روشن کرد ساقي جام من

تا زيار آيد جواب نامه چشمم شد سفيد

پشت گوش انداخت گويا پاسخ پيغام من

با هجوم شاهباز غم شود بي بال و پر

مرغ شادي گر نشيند لحظه اي بر بام من

در کتاب عمر وقتي قصه اي دلخواه نيست

کي بود شيرين تر از آغاز من انجام من؟

قاصد آمد بي جواب نامه فهميدم که يار

برده عشقم را ز خاطر نيست يادش نام من

بيت بيت از يار خواهم گفت و شرح عشق خويش

تا قيامت ، گر نخوشد چشمه ي الهام من.

نظرات بسته شده است.