کد خبر: 40تاریخ انتشار : 12:26:32 - چهارشنبه 30 آگوست 2017

آیا اسلام ترور را قبول دارد؟

موج حملات علیه اسلام و آموزه‌هاى آن در غرب از قدیم الایام شکل گرفته و این تهاجم به گونه‌اى است که بر کمتر کسى پنهان مانده. به بهانه مبارزه با تروریسم، آموزه‌ها و احکام متعالى اسلام مورد هجمه شدید غربیان قرار گرفته و مسلمانان به عنوان چهره‌هاى تروریستى معرفى گردیده‌اند … دشمنان از این نکته […]

آیا اسلام ترور را قبول دارد؟

موج حملات علیه اسلام و آموزه‌هاى آن در غرب از قدیم الایام شکل گرفته و این تهاجم به گونه‌اى است که بر کمتر کسى پنهان مانده. به بهانه مبارزه با تروریسم، آموزه‌ها و احکام متعالى اسلام مورد هجمه شدید غربیان قرار گرفته و مسلمانان به عنوان چهره‌هاى تروریستى معرفى گردیده‌اند …

دشمنان از این نکته غافل اند که اسلام از همان زمان که پا به عرصه وجود گذاشت، مبارزه با تروریسم را در برنامه ‌هاى خود گنجاند و در آن زمان، که خشونت حرف اول جهان را مى‌ زد، اسلام ارزشى والا براى جان، مال و آبروى انسان ‌ها قائل بود.

ترور در ادبیات عرب

معادلی که برای واژه ترور، در ادبیات قدیم و جدید عرب به کار می رود، با هم متفاوت است; اما در معنا، تفاوتی بین آن دو به چشم نمی خورد . در مجموع، در زبان عربی برای کلمه ترور سه معادل وجود دارد:

– فتک: در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر، فتک به معنای، ترور کرد، کشت، از میان برد، و به قتل رسانده، آمده است . (نجف علی میرزایی، فرهنگ اصطلاحات معاصر، ذیل کلمه فتک) در لسان العرب، الفتک; یعنی هر شخصی که فردی را بی خبر و از روی غفلت بکشد، و نیز، به معنای شخصی است که از غفلت فرد دیگری استفاده می کند و او را می کشد یا مجروح می سازد . (لسان العرب، ذیل کلمه فتک)

۲ – ارهاب: کلمه ارهاب و مشتقات آن، در ادبیات قدیم عرب به معنای ترس، ترسانیدن و دچار هراس کردن بود . قرآن هم بر همین معنا تاکید دارد . به عنوان نمونه به این آیه بنگرید: «ایای فارهبون » (بقره/۴۰) : (در راه انجام وظیفه، و عمل به پیمان ها، تنها از من بترسید). (ترجمه از آیت الله مکارم شیرازی)

۳ – اغتیال: اغتیالا یا قتله غیلتا; یعنی پنهانی و به شکلی که مقتول با خبر نشود، او را از پای در آوردن. (حقوق بشر از منظر اندیشمندان، پیشین، ص ۵۸۴)

شاخص های ترور

۱ – هر اقدامی که ایجاد ترس، وحشت، هراس، خوف و رعب در میان مردم یا مخالفان بیانجامد، و این اقدام، خشونت آمیز، زورمدارانه، غیرقانونی و هراس انگیز باشد .

۲- اقدام مذکور توام با قتل پنهانی، ناگهانی و غافلگیرانه است و آن نیز، با خدعه و فریب، مکر و حیله همراه و همگام است .

⁠ترور یا مجازات اسلامی

در برخی از آیات و روایات حکم به کشتن برخی از انسان ها شده است. این سخنان، دست مایه ای برای اتهام زنی افراد مغرض علیه اسلام شده است. مثل آیاتی از قرآن که کشتن برخی از انسان ها را جایز دانسته است.

خداوند در قرآن می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی‏» (سوره بقره، آیه ۱۷۸)؛ (اى افرادى که ایمان آورده‏ اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است‏). هم چنین در آیه دیگری می فرماید: «اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْاَرْضِ فَساداً اَنْ یُقَتَّلُوا اَوْ یُصَلَّبُوا اَوْ تُقَطَّعَ اَیْدیهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیمٌ‏» (سوره مائده، آیه ۳۳)؛ (کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ بر مى‏ خیزند و در روى زمین دست به فساد مى‏ زنند. [و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏ برند] این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا [چهار انگشت از] دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرتمجازات بزرگى دارند).

این آیات، اشاره به قوانین قصاص و محاربه دارند و اتفاقا برای مبارزه با سلب آرامش جانی و اجتماعی وضع شده اند. تکلیف آیه اوّل که کاملا مشخص است و مبیّن قصاص قانونی برای مجازات قتل عمدی است.

در شأن نزول این آیه دوّم نیز چنین آمده است که جمعى از مشرکان در حضور پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) اسلام را پذیرفتند. اما به سبب ناسازگاری آب و هواى مدینه با آنها، بیمار شدند، پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آنها دستور داد در مناطق خوش آب و هوا در خارج از مدینه زندگی کنند. اما آنان پس از بهبودی به جاى تشکر از آن حضرت دست و پای چوپان هاى مسلمان را بریده، و چشمانشان را کور کردند و سپس آنها را کشتند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور داد آنها را دستگیر کرده و قصاص کنند، تا مایه عبرت دیگران باشند.(تفسیر نمونه‏، آیت الله العظمى مکارم شیرازی، ناصر، ج‏۴، ص ۳۵۹) در این آیه تکلیف جامعه در مقابل ستیزه جویان مسلح که امنیّت اجتماعی را بر هم زده بودند مشخص شده است.

هم چنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در روایتی فرمودند: «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ» ؛ (بر هر یک از بزرگان یهود که دست یافتید، او را بکشید). قطعاً این عبارت حضرت نمی تواند عمومیت داشته باشد؛ زیرا بر فرض پذیرش، این حکم تنها در مورد یهودیانی اجرا شده که با اسلام آشکارا دشمنی داشتند، همانند کعب بن اشرف که پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور قتل او را صادر کرد. مورخین در این رابطه می نویسند: پیامبر(صلی الله علیه و آله) گروهی را برای کشتن کعب بن اشرف فرستاد و آنان نیز او را کشتند.(بحار الأنوار، همان، ج ۲۰، ص ۱۰-۱۲)

این واقعه به عنوان یکی از مصادیق ترور در جامعه اسلامی تلقّی می شود. امّا اقدام پیامبر در صدور حکم کعب از مصادیق ترور نیست؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه و آله) حاکم جامعه اسلامی است و یکی از شوون این حاکم، قضاوت و داوری است. در واقع پیامبر با استناد به این شان و بر پایه «مجرم بودن» کعب، حکم قتل او را آشکارا و نه مخفیانه صادر کردند.

نتیجه ای که از آیات فوق و تفسیر آن به دست می آید، آن است که اعدام قاتل، مفسد و محارب، در صورت تحقق شرایط لازم، صرفا به اذن امام عادل یا نایب خاص او و یا رهبر و حاکم اسلامی به شکل آشکار، بدون پرده پوشی و به منظور بازگرداندن امنیت عمومی انجام می گیرد . در حالی که ترور علیه مخالفان سیاسی، و در نیل به اهداف سیاسی انجام می شود، و در آن اذن امام عادل وجود ندارد و اغلب در پنهانی و برای ضربه زدن و اخلال در نظم عمومی صورت می پذیرد . (ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج ۴)

در روایتی امام صادق (علیه السلام) در حدیثی که از پیامبر اسلام به ایشان رسیده است، می فرماید: «مَنْ نَظَرَ اِلَى مُوْمِنٍ نَظْرَهً لِیُخِیفَهُ بِهَا اَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ لَا ظِلَّ اِلَّا ظِلُّهُ‏» (کافی، کلینى، محمد بن یعقوب،ج ۲، ص ۳۶۸)؛ (هر کس به مومنی نگاهی کند که با آن نگاه او را بترساند، خداوند او را در روزی که هیچ پناهی جز او نیست، بترساند)

از مجموع آنچه ذکر شد؛ ترور در اسلام ممنوع بوده و برای کسانی که بوسیله ترور انسان های دیگر را می کشند مجازات های سنگینی در قانون قصاص و قانون ضد محاربه در نظر گرفته شده است. محاربه در اسلام به ستیزه جویی مسلحانه برای سلب امنیت جانی و مالی شهروندان جامعه اسلامی گفته می شود.

منابع :

فصلنامه رواق اندیشه، شماره ۱۷ , شیرودی، مرتضی(۱)

ماهنامه معرفت

بیانات آیت الله مکارم شیرازی

سایت پژوهش